تبليغاتX
وبلاگ گروهی - حلقه تبليغي داستان نويسي
حلقه های علمی تبلیغی معاونت آموزش دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی

یکشنبه 4/12/1387

استاد مدعو: سید هادی نوری

حاضران: آقایان هادی یساقی- رضا وحید- رضا رضائی- سید علی حیدری- علی مشهدی- محمد علی خاکی- روح ا... قائمی‌نیک- احمدی- کبیری

داستان تاوان سخت- سید علی حیدری (در ادامه ی مطلب)

آقای یساقی: به غیر از اشکال ادبی در افعال و ...، طولانی بودن جملات مخاطب را اذیت می کند - وجود لهجه‌ی منطقه‌ی نویسنده، کاملاً مشهود بود- نام داستان هم خوب نیست و کاملاً انتزاعی است - پردازش شخصیت‌ها خیلی ضعیف است - صحنه‌های داستان مقطّع است و ارتباطی بین آنها وجود ندارد و بعلاوه در تک صحنه‌ها نیز، ارتباط منطقی وجود ندارد!

آقای وحید: این اثر حالت خاطره بود و عناصر داستان در آن یا وجود ندارد یا خوب نقش ایفا نمی کند ولی زبان داستانی نسبت به دیگر داستان های ایشان بهتر شده است.

آقای کبیری: به نظر من هم زبان داستان خیلی خوب شده است - وجود لهجه نیز در سراسر داستان دیده می شود – حادثه‌ی شب و ترس صادق در تاریکی خوب پرداخت نشده است - داستان تقریباً تک لایه بود.

آقای رضائی: نام داستان به محتوا نمی خورد - راوی بی جهت عوض می‌شود - دیالوگها نه برای استراحت مخاطب است و نه جهت جذابیّت، بلکه پر از اطلاعاتی خسته کننده است - عدم پردازش شخصیتهای سوّم و چهارم داستان و ... – اثر، حالت خاطره بیشتر داشت.

آقای مشهدی: نام داستان، محتوا را لو می دهد - لهجه نیز بیش از اثرهای قبلی آقای حیدری بود - شروع ضعیف داستان باعث شد، از سطح داستان کاسته می شود.

آقای خاکی: می شد با پردازش بهتر شخصیتها و تصاویر داستان، اثری با ارزشتر ارائه داد.

آقای روح ا... قائمی: وجود لهجه، اشکال تایپی، قطع بی جهت برخی جملات و نیز طولانی شدن صفات و قیود که اطلاعاتی به خواننده نمی‌دهد، از اشکالات است. کل داستان در چند جمله ی انتهائی است که محور داستان نیز آنجاست، بنابراین یا می شود قبل از آن را حذف کرد و یا به نوعی بایستی بین حادثه‌ی اصلی و کل داستان ارتباط بهتری برقرار شود.

آقای احمدی: من هم معتقدم محور اصلی داستان، با بقیه ی اثر همخوانی ندارد و بایستی طرح اثر کلاً عوض شود و یا از حالت خاطره ای به زبان داستانی با لوازم آن تبدیل شود - پردازش حالتهای روحی و روانی و نیز علتهای صحنه ها، منطقی بیان نشده است. اگر راوی سوّم مشخص می‌شد، شاید نویسنده دچار تردید بین لهجه ی افغانی و ایرانی نمی‌گشت.

آقای نوری: نام داستان زیاد جالب نیست و انتزاعی است - راوی سوّم شخص است که بی جهت و ناگهان عوض شود - حالت تعادل داستان وجود دارد ولی بسیار سریع در نیم صفحه ی آخر داستان، حادثه اصلی صورت می پذیرد و این مقدمه‌ی طولانی اصلاً ضرورتی ندارد. اگر بر فرض مقدمه‌ای بیان می شود، بایستی شخصیت پردازی صورت پذیرد که مخاطب در حادثه داستان پیش ذهنیتی برای درک آن دارد - روابط غیر منطقی وجود دارد که برای حلّ آن بایستی راوی و یا طرح را عوض کرد - دیالوگها خیلی رو می‌باشد و فقط به مخاطب اطلاعات می دهد - زبان معیار می تواند از لهجه جلوگیری کند - در طول اثر حادثه ای خارج از انتظار مخاطب وجود ندارد و در نتیجه او را به فکر وا نمی دارد.

داستان انعکاس آفتاب بر تخته های بارانداز- سالینجر (از کتاب نه داستان)

آقای احمدی: این داستان برای من بسیار جالب بود. دیالوگها و زبان داستان بسیار دقیق و هنرمندانه کنار هم چیده شده است. راوی سوّم شخص در تصویر کشیدن فضا و دیالوگها با تمام بار اطلاعاتش شخصیتها را معرفی می کند.

آقای روح ا... قائمی‌نیک: نام اثر بیانگر کل مفهوم و مفاهیم موجود در درون مایه‌ی داستان است - باز هم بچه‌های داستانهای سالینجر، باز هم متفاوت بودن آنها و باز هم نمایاندن بزرگترها در کودکان - تک تک جملات، صفات و صحنه‌ها، چنان با دقت است که در عین سادگی بسیار مفاهیم عمیق و زیادی دارد.

آقای خاکی: روانشناسی کامل ارتباط بین فرزند و والدین در این داستان تبلور دارد - جزئیات بسیار دقیق و به یاد ماندنی در شخصیت پردازی اثر را زنده نگه می دارد.

آقای مشهدی: هر چند نام داستان توسط مترجم انتخاب شده است، امّا خوب و با مسمّی است - دیالوگها کاملاً با دقت است، هر چند طولانی بودن توصیفات، مقداری جای سوال دارد.

آقای حیدری: بارزترین چیزی که در این داستان است، روانشناسی موجود در داستان است - جزیره هائی در این داستان به صحنه می آید که روابطی دقیق بین آنها ایجاد شده است.

آقای رضائی: با مرد خندان که داستان قبل از اثر است در این مجموعه، تفاوتهائی است که در داستان قبل مسائل اجتماعی وجود دارد و پسربچه نیز از سطح پائین‌تری نسبت به این داستان است و در مسائل شخصی پردازش شده است.

آقای یساقی: مهارت در بیان حالات شخصیتها چه در غالب دیالوگ و چه در غالب راوی چنان است که در عین حال اینکه رو و مستقیم بیان نشده است، با روشهای متفاوتی ارائه شده است.

آقای نوری: نزدیکترین داستان به یک روز خوش برای موزماهی این داستان است و شخصیتهای داستان مرتبط سالینجر در تمام داستانهایش یکنواخت است و هیچ تناقضی با هم ندارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 19:11  توسط دبیر حلقه  |