تبليغاتX
وبلاگ گروهی - حلقه تبليغي هنر و رسانه (سينما )
حلقه های علمی تبلیغی معاونت آموزش دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی

نام حلقه : حلقه تبليغي هنر و رسانه (سينما )

عنوان جلسه : ديدن فيلم دايره زنگي به كار گرداني پريسا بخت آور

شماره حلقه : 10/87

دبير حلقه : حبيب امان

مكان : سالن شماره يك سينماي قدس

زمان : شنبه 1/4/87

تعداد شركت كنندگان : 15 نفر

تعداد غايبين : 5 نفر    علت هم زماني جلسه با امتحانات حوزه

 

توضيحات :

اهم برنامه­ ها :

1-      هماهنگي هاي لازم با مدير گروه ادب وهنر ومعاون محترم آموزش ومعاونت منابع انساني

2-      هماهنگي هاي لازم جهت پذيرايي و سرويس دهي رفت و برگشت وخريد بليط به تعداد اعضاء حلقه از سينما قدس

3-      حضور به موقع افراد در سينما قدس و شروع فيلم در ساعت 15

4-      پذيرايي اعضاء درحين تماشاي فيلم

5-      حضورو غياب افراد

6-      اتمام جلسه نمايش فيلم در ساعت 17

7-      توزيع پرونده كامل فيلم بين اعضاء حلقه

 

نكته 1: جلسه نقد وتحليل فيلم همراه با پرونده كامل فيلم در جلسه شنبه 8/4/87 برگزار خواهد شد.

نكته 2: تعريف نقد : (نقد چيست ؟)

 نقد در لغت به معني ((بهين جيزي بر گزيدن )) ( تاج المصادر زوزني: ص 5 ) و نظر كردن در دراهم تا در آن به قول اهل لغت سره را از ناسره باز شناسد . معني عيب جويي نيز كه از لوازم (( به گزيني )) است ظاهرا هم از قديم در اصل كلمه نقد مستتر بوده است و لذا از دير باز اين كلمه در مورد شناخت محاسن و معايب كلام به كار رفته است ، چنانكه آن لفظي هم كه امروز در فرهنگ اروپايي جهت اين معني به كار ميرود در اصل به معني راي زدن و داوري كردن است و شك نيست كه راي زدن و داوري كردن درباره ي نيك و بد امور و سره و ناسره ي آنها مستلزم معرفت درست و دقيق آن امور است . (زرين كوب ، 22:1374)  

 معني انتقاد عبارت است از اعمال قضاوتي منفي كه بويژه در مورد شيوه هاي سلوك ، ادبيات يا محصولات فرهنگي بطور عام صورت ميگيرد . بررسي انتقادي متون مذهبي ، فعاليتي بود كه به عنوان نوعي حربه ي مناقشات ديني در جريان اصلاح مذهبي نشو و نما يافت . در آن هنگام نقد متون انجيلي ،به منزله ي قضاوتي منفي اما عيني در باب عمل و احكام دستگاه روحاني در نظر گرفته مي شد .  غرض از انتقاد ، كشف مفرو ضات مستتر و بر ملا كردن بطلان دعاوي حجيت آن مفروضات ، و همچنين بطور ساده پيدا كردن غلط ها و اشتباهات بود.... هگل تاريخ بشر را به منزله ي پيشرفت اگاهي او در نظر مي گرفت و عقيده  داشت كه اين خود اگاهي قيود موجود اجتماعي را دائما دگرگون ميكند و پيوسته در حدود آن فراتر ميرود . پس در فلسفه ي هگلي انتقاد چيزي بيشتر از قضاوت منفي بحساب آمد و نقش مثبت كشف و بر ملا كردن اشكال موجود معتقدات بخاطر تقويت تعالي انسانها در جامعه به آن داده شد . ( آبركرامبي ،97:1370) 

در نظر ماركس مفهوم انتقاد تنها بطور ساده نوعي قضاوت ذكاوت آميز منفي در باب دستگاه هاي ايد ئو لوژيكي انديشيده نبود ، بلكه فعاليتي بود كه صفات عملي و انقلابي داشت . ماركس ... بناي بسط اين عقيده را گذاشت كه انتقاد فلسفي براي آنكه موثر باشد لازم است به صورت ابزاري متعلق به طبقه كارگر در مبارزه ي انقلابي او بر ضد بورژوازي در آيد . لذا انتقاد در مفهوم ماركسي آن با پراكسيس ملازمه پيدا كرد و اين ببدان معنا ست كه انتقاد هوشمندانه تنها ضمن فعاليت انسانها در جامعه ميتواند فعاليت كامل پيدا كند . ( همان : 97 )

 نظريه پردازان مكتب انتقادي برداشت عميق تري از مفهوم انتقاد در شكل هگلي آن را ارائه نمودند . از نظر آنها مشرب انتقادي بايد خصلت " از خود انتقاد كنندگي " نيز داشته باشد . 

 ادامه دارد  

نويسنده : حبيب امان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 14:30  توسط دبیر حلقه  |