|
|
|
|
|
یکشنبه 20/10/1388 مقاله درنگی در رمان «کیمیاگر» نوشته ی پائولو کیئیلو اثر آقای مهدی کبیری حاضران: آقایان مشهدی، کبیری، رضائی، وحید، خاکی، روح ا... قائمی نیک آقای خاکی: بهتر بود به مکتب نویسنده اشاره می شد تا داستان کیمیاگر- عبارات استفاده شده در مقاله مناسب اثر ادبی و داستان بود. آقای وحید: با تشکر از زحمت فراوان آقای کبیری، خلاصه داستان خوب بیان شده بود- مقاله جای تشریح بیشتری داشت. به نظر می رسد که استفاده از تکنیکهای ماهرانه در این اثر باعث شده است که خوانندهها را به خود جلب کند - مشکلی که آقای کبیری با این اثر دارند به دلیل ریز شدن ایشان در اثر است و الا خواننده عامی که سرسری میخواند به این مشکل بر نمیخورد. آقای مشهدی: موضوعات مطرح شده، میتوانست در چند مقاله گنجانده شود - عنوان دقیق نبود- هدف در مقاله مشخص نشده است - جمله جمال زاده برای زمان ما صدق نمی کند. آقای یساقی: کیمیاگر عرفانی نیست - مشکل ویرایش در مقاله زیاد بود - کیمیاگر را در حیطه ی ادبیات داستانی دانسته شده است در صورتی که اینگونه نیست و از اقسام افسانه هاست که در فرهنگ ما هم زیاد نیست. كيمياگر کار کسی است که با نگاه حرفه ای نمی توان چنین بنويسد اما از طرفي چنین نویسندگانی نیز نمی توانند حرفه ای بنویسند. آقاي قائمي: با تشكر زياد از آقاي كبيري و ابراز خوشحالي از اينكه اولين مقالهي ارائه شده در حلقه از قوت بسيار بالايي برخوردار است - اين اثر نشان داد كه آقاي كبيري علاوه بر خلق اثر به زواياي نقد و بررسي آثار نيز تسلط پيدا كردهاند – اشكال جدي من به اين مقاله ان است كه وقتي نويسنده نسبت به اثري قائل به آن است كه اثر ادبي نيست، چطور براي آن ساختار روايي داستان ميتراشند؟! آقای کبیری: مطالعه ی زجرآور کیمیا به دلیل انجام وظیفهای بود که بایستی انجام میشد تا به درون مایه آن دقت نموده و مورد نقد مکتوب گيرد - به نظر من اشتباه بزرگی است که اسم این کتاب را رمان گذاشتهاند در حالیکه اصلا ارکان رمان در این اثر نیست - اقتباسهای این اثر از طرفی دیگر جای تاسف را برای ما ایجاد میکند که چرا خود ما نمیتوانیم از این آثار خلق کنیم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 18:59 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه 14/10/1388 نشست ویژهی حلقهی ادب و هنر حوزه شاخهی داستان داستان ایرانی و تاریخچهی داستان در ایران
استاد مدعو: آقای حسین لعل بذری كارشناس هنري مديريت هنري شهرداري مشهد
اهم و گزيدهي سخنان ايشان: - با توجه به برگزاری جشنواره ی داستان ایرانی در طی سالهای گذشته در فضای کاری جناب آقای لعل بذری، گزارهای را نتیجه گرفتند که داستانهای ایرانی بایستی نشانههای ایرانیت داشته باشد یا به عبارتی، تار و پود روح ایرانی، در اثر بوجود آمده باشد. صرف وجود اسامی و نشانه هایی سطحی از فضاهای ایرانی نمی تواند اثر را ایرانی جلوه بدهد و در طرف مقابل مملو شدن اثر از اسامی شخصیتها و اسامی و آداب صرفاً ایرانی کاری درست نیست. - برخی از صاحب نظران با توجه به یک پارچه دانستن داستان، قائل به آنند که در ایران اصلاً داستان به معنای جهانیش شکل نگرفته است. - جمال میرصادقی در سیر داستان ایرانی ميگويد؛ ابتدا آثار، بيان آداب حکومت داری بوده و سپس شرح حال عارفان و آداب عرفانی، پند و اندرز گويهها، واقعههای تاریخی که بیشتر به صورت ادبی نوشته شدهاند، مقامهها، تعلیم و تربیت و... - داستانها خلق میشوند و بعد تعاریف خاصی از داستان بدست میآید و نیز عناصر داستان و ... از دل آثار بوجود آمده استخراج میشود. - آثاری که در زبان ایرانی باقی مانده است، از نگاه داستانی متفاوت میباشند، برخی در جنبهی داستانیشان قوی هستند و برخی دیگر جنبه های ادبی، روایی، تاریخی و یا تربیتی آنها پررنگتر است. - در برخی آثار ایرانی کشکولی از رشته های مختلف است، دین، تربیت، سیاست، اجتماع و ... - داستان کوتاه در حقیقت برشی از یک زندگی است که میتواند به ابعاد مختلف زندگی واقعی پی برد! - نویسندهی داستان بایستی حوادث را تجربه کرده باشد ولی آیا می توان همه را تجربه کرد؟! آنچه مسلم است با خواندن آثار داستانی شخصیتهای متفاوت میتواند شبه تجربهای را برای نویسنده ایجاد کند. - آقای لعل بذری: من معتقدم ما به سراغ داستان نمی رویم، بلکه داستان به سوی ما میآید. در حقیقت نوشتههای هر نویسندهای همچون تکهای از پازل است که ماجراهای دیگر این پازل در اطراف ما اتفاق افتاده است و ما از آنها تاثیر پذیرفتهایم. - برای ورود حرفهای به فضای داستان نمی شود با صرف خواندن داستان به این فضا ورود پیدا کرد بلکه بایستی با چهارچوبهی داستان و ادبیات داستانی، همچون عناصر و ساختار آشنائی داشت، تا بتوان به خلق اثر پرداخت. - داستان ایرانی به معنای امروزیش از زمان مشروطه شده است و اولين آثار هر چند خیلی داستانی نیستند ولی به هر حال اولین قدمها در این زمینه در ایران بوده اند. - اولین آثار در داخل ایران با رمان شروع شده است که «تهران مخوف» آغازین آنهاست. ولی در فضای داستان کوتاه مجموعه داستان «یکی بود یکی نبود» توسط پدر داستان کوتاه ایران یعنی جمالزده خلق گشتهاست. - خصوصيات نوشتار جمالزاده: بافت سادهی زبانی(محاورهای)، استفاده از ضرب المثلهای عامیانه، فضای لطیفه گونه و... - دقت و توجه به زمان توليد اثر در آثار نویسندگان باعث میشود، ارزش هر اثری بهتر مشخص شود، خصوصاً اولین ها که بیشترین ضربها را می چشند. - اما صادق هدایت: بنیانگذار داستان ایرانی، بیشترین تاثیرگذاری بر نسلهای بعدی داستان ایراني و...
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 16:31 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه: 2۲/9/1388 حاضران: آقایان علی مشهدی- هادی یساقی- محسن قائمی نیک- روح ا... قائمی نیک- رضا رضائی داستان بنگ اثر ساموئل بکت (در ادامه ی مطلب) آقای یساقی: این اثر از اعتبار خاصی برخوردار است و آن به دلیل نویسنده و مترجم آن است ولی نمی توان به راحتی چیزی فهمید. آقای محسن قائمی: بیان تصاویر در قالب کلمات نوعی خاص از بیان روایت است. آقای مشهدی: فهم آن بسیار مشکل است. آقای رضائی: بهتر است بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد. تازه وارد اثر روح ا... قائمی نیک (در ادامه ی مطلب) آقای یساقی: در این اثر یک پیچیدگی خاص وجود دارد که باعث می شود یک نوآوری خاص به وجود آید. بازی نسبت ها در این اثر باعث سرگرمی مخاطب می شود. مشخصات داستان را ندارد. آقای مشهدی: نسبتها را بعد از اتلاف وقت می توان بدست آورد. آقای رضائی: اسامی مذهبی و ادیانی و شاخصه های شعائری از کیفیت اثر کاسته است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 20:21 توسط دبیر حلقه
|
|
||